آژانس ايران خبر

داستان و داستانک

Sunday, 22 January 2017 09:14

مرد ناشنوا

آژانس ايران خبر :95/11/2ناشنوانتیجه تصویری برای عکس نقاشی از پیرمرد مریضیی خواست به احوالپرسی بیماری برود. با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند.پس در ذهنش گفتگویی بین خودش و بیمار را طراحی کرد . با خودش گفت « من از او می پرسم حالت چه طور است و او هم خدا را شکر می کند و می گوید بهتر است . من هم شکر خدا می کنم و می پرسم برای بهتر شدن چه خورده ای .
Thursday, 19 January 2017 20:33

نیوتن

آژانس ايران خبر :95/10/30روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند.انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.همه پنهان شدند الا نیوتون ...
آژانس ايران خبر :95/10/28 در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ، یک  مورد تحقیقاتی به یاد ماندنی اتفاق افتاد :  شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید . او  اظهار داشته  بود  که  هنگام  خرید  یک بسته صابون  متوجه شده بود که  آن قوطی خالی است.بلافاصله  با تاکید و پیگیریهای مدیریت ارشد  کارخانه  این مشکل  بررسی و ...
Monday, 16 January 2017 17:07

مدیرارشد

آژانس ايران خبر :95/10/27 مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد.صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت: طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.
آژانس ايران خبر :95/10/24 درکانادا پیرمردی را به خاطر دزدیدن نان به دادگاه احضار کردند.پیرمرد به اشتباهش اعتراف کرد ولی کار خودش را اینگونه توجیه کرد:خیلی گرسنه بودم و نزدیک بود بمیرم، قاضی گفت:
Thursday, 12 January 2017 09:06

سندروم باکستر چیست؟

آژانس ايران خبر :95/10/23 در صحنه‌ای از فیلم تایتانیک در حالی که کشتی در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمه‌ی جدی شده بود، گروهی نوازنده در عرشه‌ی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!
Tuesday, 10 January 2017 22:34

يادگار زهرا

آژانس ايران خبر :95/10/21پنج‌شنبه ها را هميشه دوست داشتم نه به خاطر اينكه نيمه وقت به مدرسه مي رفتم بلكه به خاطر زهرا . وقتي مي‌رفتم پيشش با اينكه از پشت شيشه بود، اما خنده هايش را آن قدر دوست داشتم كه حاضر بودم از خانه تا اوين بدوم تا زهرا را ببينم، با همان روسري آبي كه هميشه موقع ملاقات به سرش مي‌كرد. يك بار توي ملاقات گقت: ”امير! تو را خدا كاري كن مامان هر هفته نياد ملاقات“ گفتم: ”آبجي! آخه من و مامان اگه اين جا نياييم كجا بريم؟!“خنديدكه: ”نكنه براي فرار از مدرسه ميايي؟ گفتم: ”نه“. و بقيه حرفها را  خوردم كه كدام مدرسه؟ نمي‌خواستم بداند كه به خاطر او دارند مرا از مدرسه اخراج مي كنند.
آژانس ايران خبر :95/10/21 یکی از اسبان تاریخی ایران شبدیز یا شبرنگ اسب معروف رومی خسروپرویز است که مانند شب سیاه و بقولی چهار وجب از اسبان جهان بلندتر بود.خسرو این اسب را بقدری دوست می داشت که از طعام مخصوص خود به او می داد، و سوگند خورده بود که هرگاه کسی خبر مرگ شبدیز را بوی رساند، بی درنگ کشته خواهد شد.
آژانس ايران خبر :95/10/19 در زمان شاه عباس كبير، به علت علاقه او به منطقه مازندران و خصوصا شهرهاي بهشهر و فرح آباد ساري، به دستور وي راهي سنگفرش با كيفيت بالايي در مسير ساري به ورامين (مسير قائمشهر به فيروزكوه و ادامه مسير حبله رود تا گرمسار و قصر بهرام ورامين) احداث گرديد كه پس از فوت وي به علت بي توجهي حاكمان بعدي به مرمت آن رو به ويراني نهاد. با به قدرت رسيدن قاجاريه و انتخاب تهران به عنوان پايتخت، دسترسي سهل تر به مسقط الراس اين خاندان در منطقه استر آباد (استان گلستان فعلي) نياز به راه عبور مناسب از كوههاي البرز را بيشتر نمودار ساخت.
آژانس ايران خبر :95/10/16  نقل میکنند که روزی سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند.سلطان فرمود:در این کله پاچه اندرزها نهفته است.سپس لقمه نانی برداشت و یک راست " مغز " کله را تناول نمود، سپس گفت:اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از " مغز " تهی کنید.سپس " زبان " کله پاچه را نوش جان و فرمود:اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید " زبان " جامعه را کوتاه و ساکت کنید.
Page 1 of 12